خرید بک لینک
امروز ناهار. خونه ایکس بزرگ اینا بودم ایگرگ متوسط و ایگرگ کوچیک هم بودن به نوعی دور هم جمع بودیم ظرف هایی که نمی‌شد داخل ماشین گذاشت رو دقیق شستم بعد هم گاز رو تمیز کردم ایکس بزرگ شگفت زده شد که نوینا وسواسی شدیا:دی قبلا ظرف ها رو هم جامع نمی شستی و حالا سینک و گاز هم تمیز کردی! گاز چقدر تمیز شده با چی تمیزش کردی ؟! بیانات قبلا مهمون که داشتیم ظرف ها که از یه حدی بیشتر می‌شد کمرم خسته می‌شد دیگه نمیتونستم بشورم و از یه جایی به بعد خداحافظی می کردم: دی

برچسب: نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 16 مهر 1405 ساعت: 2:04

در روز جاری جزو آخرین جلسات کتابخوانی بود٫ جلساتی که در آغازش استرس زیادی داشتم و واقعا نمی‌دونستم چی کار باید بکنم و چطوری مدیریتش کنم؟ و در روز جاری کلی آدم در کنار هم بودن که با عشق و حال خوب اومده بودن و این تعداد نفرا برای جلسات آخر به نظرم رکورد زدن هست و عالی و این که هنوز تموم نشده٫ سراغ دوره ی بعدی رو می گرفتن که گفتم من فعلا یک سالی باید استراحت کنم:))) و دستاورد خود من از این دوره٫ افت کمالگرایی و عدم موکول کردن کارها به لحظه به آخر بود.

برچسب: نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 16 مهر 1405 ساعت: 2:04

صفحه بندی